گربگی

تو تراس شرکت وایساده بودم یه گربه تو حیاط خوابیده . برای اولین بار در عمرم به یه گربه حسودی کردم . فکر کنم خیلی حالم بده ! تازه واسه اولین بار در عمرم دلم خواست که برم تو یه مملکت خارجی گم و گور بشم . نه واقعا حالم بده …شک ندارم

Advertisements

2 پاسخ to “گربگی”

  1. زری Says:

    امیدوارم زود گذر باشه.

  2. لیلی نامه Says:

    به سوسکای بالدار چی؟حسودی نمیکنی؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: