قود قود قودا

امروز سر چهار راه سرچشمه پشت ترافیک بودم که یکی از این مرغ فروشای مولوی که مرغ زنده می فروشن  وایساد کنار ماشینم تو دستاش ده تا مرغ بود که همه رو از طرف پا گرفته بود و هی دستاشو پائین بالا می آورد ، من برای اولین بار صدای قد قد  مرغها رو شنیدم و فهمیدم چی میگن ، میگفتن بکشین راحتم کنید …

Advertisements

4 پاسخ to “قود قود قودا”

  1. زری Says:

    منم بعضی وقت ها زیاد قدقد میکنم.ولی دلم نمی خواد بمیرم میخوام آزاد باشم.

  2. لیلی نامه Says:

    چیز دیگه ای نگفت؟سراغ خروسشو ازت نگرفت؟

  3. نسيم Says:

    نه مي گفتن آدم زبون نفهم ولمون كن بريم عيده!!!

  4. يگانه Says:

    الهي چه حس بدي بهم دست داد دوست خوبم ….. چهارشنبه سوري خوبي داشته باشي دركنارخانواده محترمت و پيشاپيش سال نورا بهت تبريك ميگويم .موفق باشي

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: