سلام … حالتون چطوره؟

بالاخره این حس نوشتنمان آمد ، بازگشتش کمتر از باز گشت گودزیلا نیست اقلکن برای دل خودمان . خلاصه که خیلی از این قضیه مشعوفیم ! باشد که سوژه مناسبی هم به ذهنمان خطور نماید تا نور علی نور شود . علی الحساب قصدمان عرض سلامی بود و بس!

چند گفتمان در روزهای گذشته:

زمان 5 صبح (نیم ساعت به خروس خون)

مکان داخل هواپیما در ارتفاع حدودن 33000 پایی!

خانم بغل دستی در هواپیما درحالی که آرنجش را گذاشته رو قفسه سینه من و مجله میخواند: زنجان هم جاهای دیدنی زیاد داره ها!

من در حال چرت : والا چه عرض کنم منم شنیدم دو سه ناحیه دیدنی داره ، خدا قسمت کنه ببرید نشانمان بدهید زن …!!! چیزه…. خانمجان!

خانم بغل دستی در هواپیما در حالی که دارد زل زل در چشمانم نگاه میکند: …. (یه چیزایی تو مایه زهر مار!)

من در حال چرت : آخه دختر جان آدم با هر چیزی که سر صحبت رو باز نمیکنه!

زمان همین الان

مکان در شرکت

یکی از آقایان همکار که دیشب عقد کرده: بفرمائید شیرینی !

یکی دیگر از همکاران ولی از نوع مونث اش: حالا خانم چکاره اند؟

یکی از آقایان همکار که دیشب عقد کرده و الان باد شدیدی به غب غب انداخته: دکترای تاریخ دارند!

من درحالی که شیرینی عروسی کنج لپم است : حتما عتیقه شناس قابلین که تو رو انتخاب کردند

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: